روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
393
شرح شطحيات ( فارسى )
كه سرّ فطرت قدسى كه بنيران كبريا مخمرست ، پيش از عهد كالبد آدم در آستين « 2 » سرّ فعل سلب صفت بود ، و از تغيّر حدثان منزّه بود ؟ اگر اين ندانى ، رو . نكتهء لؤلؤ صفت قدم در بحر ازل برخوان ، كه چون اشارت كند درين معنى كه « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين . » حمار بىافسار جذب عارف بريش و دستار داند . نداند كه بعقل فعلى در صورت بشر متصرّف احكام حيات و ممات است ، و با صميم حقيقت جان با سرّ ازليّات متّصل . او نان خورد ، و جانش از اقداح افراح دران دم شراب جانان خورد . « وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ . » « 8 » ( 712 ) مناجاة : الهى ! اگر اين غمخوار مشاهدهء ازل و غمگسار شاهد اجل درين كلمات صادق است ، او را از عزّت درى بگشاى ، و از قدم خاصّ تجلّى خاصّ الخاصّ در وجودش پوشان . كون در تحت قدمش محو كن به حقيقت . آنگه از تو به تو رسان « 13 » ، و از دست و زبان اين اهرمنان حرف شمار كه طنطنهء فا و قاف تهى از فقه دارند ، و از دزدان چادر مريم و كفش عيسى كه از عين تحقيق جز طاء طامات از بر ندارند ، و از « 16 » متشابهان لباس زور و بهتان كه از نااهلى به فوطه و شمله و دلق هفت رنگ خود را جنيد و بايزيد پندارند ، برهان ! چند بر ما خوانى « وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ » « 17 » ؟ روزى آيت « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » « 18 » برخوان
--> ( 2 ) آستين M : ستين S ( 8 ) وَ تَراهُمْ . . : سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 197 ( 13 ) كون در تحت . . . رسان M : در حاشيهء S ( 16 ) و از : و آن SM ( 17 ) وَ لَقَدْ نَعْلَمُ . . : سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 97 ( 18 ) كُلُّ مَنْ . . : سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 26